من از بلاگفا خسته شدم چون
نمیشه از نوشته ها پشتیبان تهیه کرد
من رفتم اینجا :
http://www.armageddon1.mihanblog.com
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 10:50  توسط مسعودموسوی
|
برژینسکی:
به زودی نظم جهانی به هم خواهد ریخت
واتسون گفت: «ممکن
است مصریها صاحب انقلاب باشند، ولی صاحبان البرادعی مشغول مصادره انقلاب
بوده و یک عروسک خیمه شب بازی را بر مصر حاکم خواهند کرد.»
برژینسکی
سه سال پیش گفته بود که مصر در آستانه یک انقلاب قرار دارد و نسبت به
بیداری سیاسی در جهان که نظم جهانی را به هم خواهد زد، هشدار داده بود.
به گزارش گرداب
به نقل از مشرق، "پل جوزف واتسون"، نویسنده و منتقد سیاستهای آمریکا، در
مقاله اخیر خود تحت عنوان "البرادعی آماده مصادره انقلاب مصر است" نوشت:
«با نگاهی به یادداشتها و نوشتههای برژینسکی، کاملا مشخص است که او حدود
سه سال پیش گفته بود که مصر در آستانه یک انقلاب و دگرگونی قرار دارد و اگر
این جریان از سوی یک نخبه، رهبری نشود قدرت به طور اجتناب ناپذیری از سوی
سایر احزاب سیاسی به دست گرفته خواهد شد.»
واتسون در مقاله خود، که
در سایت خانه شفاف سازی اطلاعات منتشر شده است، افزود: «برژینسکی، مشاور
سابق امنیت ملی آمریکا به هنگام دیدار سال گذشته خود از شورای روابط خارجی،
نسبت به بیداری سیاسی جهانی هشدار داده بود، چرا که این بیداری باعث برهم
زدن نظم جهانی میشود.»
واتسون افزود: «آنگونه که تلگراف فاش کرد،
به همین دلیل است که سفارت آمریکا به رهبران شورشیان آموزشهای لازم را
میدهد تا بتوانند از همان ابتدای کار در گروههای اپوزیسیون نفوذ کنند.»
این
گزارش می افزاید: «مانورهای ژئوپولیتک مجموعه نظامی – صنعتی آمریکا نیز
این حقیقت را تغییر نمیدهد که انقلاب مصر، به دلیل سختیها و رنجهای حاصل
از افزایس قیمت غذا، نرخ بیکاری بالا، ظلم حکومت و به ویژه تکیه دیکتاتور
بر تخت قدرت، پس از 30 سال به وقوع پیوست. با این وجود اگر مصریها اجازه دهند تا محمد البرادعی قدرت را به دست بگیرد، تلاشهای آنها بیهوده بوده و ثمری نخواهد داشت.
البرادعی به مردم مصر اظهار داشته است که شما صاحبان این انقلاب هستید.
ممکن
است مصریها صاحب انقلاب باشند، ولی صاحبان البرادعی مشغول مصادره انقلاب
بوده و یک عروسک خیمه شب بازی را بر مصر حاکم خواهند کرد؛ عروسکی که دقیقا
همان کاری را خواهد کرد که مبارک به مدت 30 سال با مصر کرد.»
ارتباط البرادعی با جرج سوروس
واتسون
همچنین نوشت: «البرادعی عضو هیئت امنای گروه بحرانهای بینالمللی است.
گروه بحرانهای بینالمللی، یک سازمان غیر دولتی سایه است که سالانه 15
میلیون دلار بودجه دریافت میکند و از سوی موسساتی همچون کارنگی، فورد، بیل
اند ملینا گیتز و موسسه جامعه باز جرج سوروس مورد حمایت و پشتیبانی قرار
میگیرد. سوروس یکی از اعضای کمیته اجرائی سازمان و همچنین البرادعی عضو هیئت امنای این گروه هستند. به عبارت دیگر، این یک گروه ژئوپولیتیکی رهبری در دنیا است.»
واتسون افرود: «این واقعیت که دست نشانده آنها، البرادعی، گزینه اول برای هدایت حکومت مصر پس از مبارک است،
باید زنگ خطر را برای تک تک معترضان و انقلابیون به صدا در آورد، چرا که
آنها خواهان دوری جستن مصر از چالشها و مشکلات ناشی از کنترل نظم نوین
جهانی هستند.
البرادعی یک مهره مرکزی و تاثیرگذار از یک نقشه بلند
مدت است که باید انقلاب را رهبری کند و این امر را صاحبان قدرت از سه سال
پیش میدانستند. اگرچه انتصاب او به عنوان رئیس جمهورِ دست نشانده، ممکن
است باعث بازگشت آزادیهای سیاسی به عنوان یک ژست سیاسی برای مدتی کوتاه
گردد، ولی سرنوشت مصر در دست همانهایی خواهد بود که پایههای قدرت مبارک را برای 30 سال مستحکم کرده بودند.
برگزاری
انتخاباتی در مصر مشابه انتخابات افغانستان، قدرتهای بزرگ را مطمئن خواهد
کرد که مردم مصر با هر انتخابی یکی از دو دست نشانده آنها را انتخاب
خواهند کرد.
رسانههای بینالمللی از این لحظه به عنوان یک لحظه به
یادماندنی برای دموکراسی در منطقه خاورمیانه یاد کرده و تصاویر مربوط به
انگشتان آغشته شده به جوهر را به همه دنیا مخابره خواهند کرد، ولی واقعیت
انقلاب کتمان نخواهد ماند و مردم مصر رفته رفته متوجه خواهند شد که آنها قربانیان سیاستهای ظالمانه غرب بودهاند.»
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:51  توسط مسعودموسوی
|
توماس اسپریگن در کتاب فهم نظریه های سیاسی از قول افلاطون می نویسد :
اکثر مردم
مثل کسانی هستند که تمام عمر خود را در غاری به سر برده اند .آنچه دیده اند
سایه ها و اشباحی بیش نبودند که بردیوارهای غار لرزانند . آنان که هرگز
روشنایی مستقیم خارج غار را تجربه نکرده اند نمی دانند که آنچه می بینند
سایه هایی بیش نیست آنها بدون داشتن قابلیت درک حقایق در یک دنیای سیاسی خیالی که به وجود آورده اند زندگی می کنند اما
چون خیالگرایی می تواند از کوته فکری خطرناکتر باشد آنها کورکورانه به
چاله های سیاسی می افتند که احتمالا نابودی روحی و جسمی به دنبال دارد .

به نظر افلاطون
بشر نه تنها باید قادر باشد بهتر ببیند باید دیدش تغییر کند. بشریت به ذره
بین نیاز ندارد بلکه نور لازم دارد ... باید در برداشت بشر از جهان خارج
تغییر جهتی رخ دهد . یعنی عروج از تاریکی به روشنایی را می توان به بالا
آمدن روح از جهان موهومات و داخل شدنش به دنیای معقولات تشبیه کنیم .
واقعیت اینست
که فهم بشر امروزی در سایه نورانیتی که از قِبَل آشنایی با مکتب انسان ساز
اسلام کسب کرده از معقولات و ظواهر دنیا عبور کرده است .
غرب باهمه
طمطراق موهومی که برای خود قائل است خوب می داند که صدای آزادیخواهی نسل
امروز، فارغ از هر نژاد و ملیتی ریشه در بیداری انقلاب اسلامی ایران دارد .
اگرچه مخاطب
افلاطون در تمثیل معروف تشبیه غار عامه مردم بوده است؛ اما حق اینست که
امروزه صاحبان قدرت و آنانکه نخوت ملت ها را دستاویزی برای یکه تازی های
خود ساخته اند تغییر نگرشی نسبت به هستی در خود ایجاد کنند؛ چرا که
حقیقتا این خیالگرایی صاحبان قدرت های ظاهری است که سرنوشت ملتها را به سمت
بمب و آتش و خون سوق می دهد و نمی دانند که ناموس هستی بر این استوار است
که مستضعفان با تمام محرومیت های ظاهری شان پایه گذاران حکومتی جهانی
خواهند بود .
حال سوال
اینست آیا حکام جور بدون داشتن قابلیت درک حقایق در یک دنیای سیاسی خیالی
که به وجود آورده اند زندگی می کنند یا آنانکه در منطقه بین النحرین که
خاستگاه مطالبات آخر الزمانی است داستان خود ساخته غرب از آرماگدون را با
واقعیت گفتمان مهدویت گره زده اند؟؟؟!
آری اکنون
پایان تاریخ در حال رقم خوردن است و جهان منتظر ظهور عرصه ای جدیدی از
تاریخ است که این بار نامی از اسطوره های موهوم تاریخ سراسر دروغ و تزویر
غرب درآن به چشم نمی خورد .
جهانی شدن
حقیقتی است که امت ناخلف موسی می خواستند با پروژه جهانی سازی آنرا به
انحراف بکشانند اما بیداری اسلامی ایجاد شده در منطقه علیرغم همه تلاش های
غرب برای مصادره آن به نفع خود، با شتابی باور نکردنی در حال پیشرفت و نفوذ
به کشورها و مناطق مختلف جهان است و در این میان داستان بحرین داستانی است
که برای همیشه تاریخ در اذهان خواهد ماند !
راستش را
بخواهید اختلافات حاکمیتی درون یک نقشه جغرافیایی و حل وفصل آن در داخل
مملکت، حرفی است و سرکوبی جمعیت خودی به دست مزدورانی از آن سوی مرزهای یک
جغرافیای سراسر تعصب و حقد و حسد، حرفی دیگر !
اگر دشتاشه
پوشان حمایل بند سعود تا به دیروز به زور بشکه های نفت و پیشکش های مستانه
شان در آغوش سانتی مانتال های کازینوهای زیر زمینی کاخ سفید توانسته اند
خود را مجاب کنند که می شود چشم جهانیان را به واقعیت های تفکرات ناب
اسلامی بست امروز دیگر همه می دانند و می دانستند اسلام نه ان چیزی است که
امثال طالبان و آل سعود به جهان معرفی کرده اند !
کیست که
نداند آل سعود بحرین را نه برای بحرین و حتی نه برای خود که برای دفن
واقعیت هایی می خواهد که موجودیت آنان را به عنوان غاصبین پرده داری بیت
الله الحرام زیر سوال می برد .
مردمانی نجیب و مظلوم که سالها حلقوم هایشان میزبان بغض های نترکیده است !
مردمانی که سرنوشت شان، همیشه ایام با بحرانی میان بحرین رقم خورده است !
بحران بحرین و
به خاک و خون کشیده شدن مردمی که نمی خواهند زیر سلطه بیگانه و ظلم خودی
زندگی کنند شاید تنها بهانه اش علقه ای است که مردم آن با اهل بیت دارند و
فاصله شان با حکمرانانشان فاصله عقیدتی است .
فاصله ای که ریشه در بینش آنان نسبت به هستی دارد .
حقیقت تلخی
است ؛ آل سعود اگر صدای شکسته شدن شاخ شیطان را به دست مسلمانانی از یمن و
مصر و لیبی و تونس و لبنان و فلسطین از دریچه رسانه ها شنیده اند؛ در
بحرین اما سربازان سعودی، خود داستان سرایان فاتحه اضمحلال تفکرات ابن
تیمیه را برای خانواده های خود هستند و می گویند آنچه را که به چشم دیده
اند !!!!
بحرین غرق در خون است و این هزینه ایست که باید پرداخت !
خونی است که
شجره طیبه ولایت بدان استوار خواهد شد و امت مسلمان بحرین ، مرج البحرین
یلتقیان فبای آلاء ربکما تکذبان را همنوا با مهدی فاطمه در میدان لوء لوء
، به جماعت خواهند خواند!!
جان چیست است که نتوان در طبقی از نور در پیشگاه آن نور تمام نهاد . او که آخرین خورشید از منظومه هدایت بشریت است .
بحرین را در
عشقبازی اش رها می کنیم و از افلاطون می خواهیم تا به رسم تلمذ سر به زیر
وچهار زانو در مکتب معرفت مردمان بحرین بنشیند و تفسیر آیه الله ولی
الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور را بیاموزد و بداند که در برداشت
بشر از جهان خارج تغییر جهت رخ داده است و عروج از تاریکی به روشنایی 15
قرن است آغاز شده و روحی که در الست بلی گفته و لبیک به ندای ولایت داده
است از جهان موهومات عبور کرده و پس از عبور از دنیای معقولات، قدم بر
لاهوت نهاده است و متنعم از شجره طوبای ولایت سر بر آسمان می ساید .
کجاست افلاطون که همنوا با مردمان بحرین با صدایی به بلندای تاریخ خطاب به آن ماه تمام گوید :
به جرم عشق تو اَم می کشند غوغایی است
تو هم بیا به تماشا که بس تماشایی است
منبع : http://cjfc.mihanblog.com
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:45  توسط مسعودموسوی
|
اصلاحات گریزگاه ماسونها یا اندیشه های ماسونی
--------------
به
یاد دارم زمانی را که محمد رضا تاجیک یکی از مشاوران خاتمی در یک مصاحبه
تلویزیونی از اصلاحات به مثابه یک پروژه نام برد که با شکست رو برو شده به
یاد آن 8 سالی که خاتمی بر این کشور حکومت کرد افتادم و به آن تحولات سیاسی
واجتماعی که از آن جمله می توان به از بین بردن حجاب اشاره کرد که یکی از
آرزو های انگلیس در زمان رضا خان بوده و هست و رضا خان با آن کبکبه و دبدبه
و زور نتوانست حجاب را از جامعه شیعی بگیرد. در زمان همین به اصطلاح
اصلاحیون به چنان بی حجابی رسیدیم که اگر رضا خان رسیده بود هیچگاه بر کنار
نمی شد و تا پایان عمرش شاه باقی می ماند.
و
زمانی را به یاد می آورم که به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» سایت جرس
متعلق به عطا الله مهاجرانی از نمادهای ماسونی استفاده می کرد که با توجه
به اینکه فقط ماسونها از این نمادها استفاده می کنند پس باید نتیجه گرفت که
در 4 سال حکومت خاتمی بر ایران وزیر ارشاد جمهوری اسلامی ایران یک
فراماسون بوده و نمی توان اینگونه تحولات سیاسی و اجتماعی به خصوص بد حجابی
را یک تحول بر خواسته از جامعه شیعی دانست .
با
این حال و با وجود مدارک غیر قابل انکار بسیاری که نشان دهنده خیانت بزرگ
این افراد اصلاح طلب دارد پس باید آن را نه اصلاحات بلکه یک حرکت اصلاح
دینی یا همان تحریف اسلام دانست و به قول پیام فضلی نژاد باید به چنین
افرادی گفت کسانی که از جاسوس پست تراند.
باید
درباره این پروژه شوم گفت که این پروژه بر خواسته از دل لژهای ماسونی و
صهیونیسم بین الملل است که می خواهند مانند مسیحیت و قبل از آن یهودیت
اسلام شیعه را نیز به همین شکل در آورند و چنان تحریفش کنند که چیزی
جزپوسته ای با درونی خراب ازآن باقی نماند . و ما امیدواریم با ظهور آن نور
آخرین و آن موعود نهایی خداوند وعده خود را جامعه عمل بپوشاند انشاالله .
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:29  توسط مسعودموسوی
|
ایالات متحده آمریکا قریب به 89 درصد از
کل فیلمهای مستهجن را تولید میکند، تا آنجا که در هر 30 دقیقه یک فیلم
بلند جنسی در این کشور ساخته شده و در هر ثانیه 30 هزار نفر در این کشور
مشغول تماشای این برنامههای مبتذل هستند.
به گزارش شبکه ایران به نقل از پایگاه
اطلاعرسانی "ماکینگ جکت"، انتشار برخی آمارها خبر از سقوط اخلاقی بیش از
پیش جامعه آمریکا میدهد.
بنابراین گزارش، "صنعت فحشا" که از
دیرباز یکی از تجارتهای پرسود در آمریکا به شمار میرفته است، در حال حاضر
با رشد چشمگیری در تمامی جوامع غربی، بالاخص آمریکا مواجه شده است! این
صنعت هولآور که پای خود را از میان صفحات رایانه و تلویزیون بیرون گذاشته،
اکنون در بسیاری از شئون زندگی اجتماعی مردم آمریکا همچون ازدواج و طلاق
زوجهای جوان، روابط اجتماعی نوجوانان و پیوندهای خانوادگی تاثیر نامطلوب
گذاشته است.
* آمارهای هولناک از سقوط اخلاقی در جامعه آمریکا
بر اساس این گزارش، ایالات متحده آمریکا
قریب به 89 درصد از کل فیلمهای مستهجن را تولید میکند، تا آنجا که در هر
30 دقیقه یک فیلم بلند جنسی در این کشور ساخته شده و در هر ثانیه 30 هزار
نفر در این کشور مشغول تماشای این برنامههای مبتذل هستند.
بر اساس آمار منتشر شده در این گزارش،
در حدود 42.7 درصد از کاربران اینترنت در آمریکا به دیدن این فیلمها
مبادرت میورزند و این تجارت پلید سالانه 13 میلیارد دلار درآمد برای
بانیانش دربر دارد که این رقم از مجموع سود خالص همه شرکتهای تکنولوژی
اطلاعات مشتمل بر گوگل، نتفلیکس، اپل، آمازون، ایبی، میکروسافت، ارثلینک
و یاهو بیشتر است.
این گزارش همچنین از بالاتر بودن دفعات
جستجوی کلمه "س ک س" بیش از هر کلمه دیگری در میان کاربران اینترنت آمریکا
خبر داده و نوشته است: 25 درصد تمامی درخواستهای جستجو در موتورهای
جستجوگر کلمه س ک س و زیرمجموعههای آن است. این آمار بالغ بر 68 میلیون
بار جستجو در روز است. همچنین هشت درصد از مجموع ایمیلهای رد و بدل شده در
آمریکا به مضمونهای مبتذل اختصاص دارد. به طور متوسط هر کاربر اینترنتی
در آمریکا 4.5 ایمیل جنسی در روز دریافت میکند!
همچنین آمارها از پایین آمدن سن ورود
مردم آمریکا به عرصه صنایع مستهجن خبر داده و تاکید دارند که این سن به 11
سال کاهش یافته است. همچنین 72 درصد از کاربران اینترنتی محصولات مستهجن
مردان و 28 درصد آنان زن هستند. در عین حال، بیش از 200 هزار معتاد به این
محصولات در آمریکا وجود دارد، با این تعریف که بیش از 11 ساعت از وقت خود
را در هفته به تماشای این برنامههای مبتذل مینشینند.
قریب به 50 درصد از کسانی که به این
اعتیاد دچار شدهاند، علاقه خود به برقراری یک رابطه واقعی زناشویی را از
دست دادهاند. 40 درصد این معتادین همسران خود را از دست داده و 58 درصد
آنان زیانهای مالی هنگفتی متقبل شدهاند و یک سوم آنها کار خود را از دست
دادهاند.
همچنین بر اساس این گزارش، در 56 درصد
از طلاقهای صورتگرفته در آمریکا، دستکم یک طرف از زوجین از محصولات
مستهجن استفاده میکرده است. در میان مصرفکنندگان و معتادان این صنعت دو
برابر افسردگی در مقایسه با آنان که درگیر این ماجرا نیستند، گزارش شده
است.
گفتنی است در میان خانوادههای آمریکایی
نگرانی گستردهای نسبت به اوجگیری مصرف این محصولات مستهجن شکل گرفته تا
آنجا که بنیان خانواده در آمریکا از جمله مواردی است که جدا دچار خطر شده
است.
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 22:50  توسط مسعودموسوی
|
استفان
لندمن کارشناس "مرکز تحقیقات جهانیسازی" آمریکا در گفتوگو با شبکه ایران
با تشریح ابعاد اعتراضات مردم برخی از ایالتهای این کشور تاکید کرد که
بزودی اعتصابات سراسری کارگران، آمریکا را فلج خواهد کرد به
گزارش شبکه ایران، از روز چهاردهم فوریه سال جاری میلادی جریان مردمی و ضد
دولتی عظیمی در ایالت ویسکانسین آمریکا آغاز و در کمتر از یک هفته، سراسر
ایالات متحده را فراگرفت. این در حالی است که رسانههای آمریکایی با
بیتوجهی به تظاهرات گسترده مردم ایالت ویسکانسین که در نوع خود در تاریخ
این ایالت بی سابقه بوده است را نادیده گرفته و یا با تحریفات گسترده، به
سمت و سوی دیگری غیر از واقعیت هدایت میکنند."استفان
لندمن"، کارشناس "مرکز تحقیقات جهانیسازی" آمریکا و نویسنده کتابهای
پرفروشی همچون " امپریالیسم آمریکا" و مجری مشهور رادیو "پراگرسیو" در
گفتوگو با شبکه ایران به تشریح عوامل و چگونگی اعتراضات مردم آمریکا
پرداخت:شبکه
ایران: آقای لندمن، آیا اعتراضات اخیر در آمریکا فقط محدود به ویسکانسین و
چند ایالت دیگر است و یا اینکه ابعاد گستردهتر و کشوری دارد؟لندمن:
من طی روزهای گذشته 11 مقاله در مورد اعتراضات ویسکانسین، اوهایو و دیگر
ایالات آمریکا نوشتم. اگرچه اعتراضات ویسکانسین از همه ایالتهای دیگر
گستردهتر بوده است اما میتوان اطمینان داشت که اگر کارگران و مردم
ویسکانسین بتوانند اعتراضات خود را ادامه دهند، دامنه این تظاهرات در سراسر
آمریکا گسترده خواهد شد.شبکه ایران: دولت مرکزی آمریکا چه واکنشی نسبت به این اعتراضات داشته است؟ بطور کلی شدت این اعتراضات را تا چه حد میدانید؟لندمن:
دولتهای محلی، فدرال و کشوری با یکدیگر متحد شده و به دنبال از بین بردن
اتحادیهها هستند تا مردم نتوانند پیگیر حقوق خود باشند.البته
مردم و به خصوص کارگران نیز به سختی میکوشند تا حقوق خود را بدست بیاورند
و بعید به نظر میرسد که آنها دست از اعتراضات خود بردارند.حتی باید به زودی منتظر اعتصاب عمومی کارگران نیز باشیم و آنها شاید کاری کنند که کل کشور فلج شود.اوباما
هم بر خلاف شعارهای تبلیغاتی خود، هیچ حمایتی از مردم معترض نکرد و به
همین خاطر نیز مردم به شدت عصبانی هستند. اوباما نیز البته مخالف
اتحادیههای کارگری است اما این مسئله را عنوان نمیکند.شبکه
ایران: دقیقا هدف اعتراضات اخیر که به بهانه تصویب یک قانون جدید علیه
کارگران شروع شد چیست؟ آیا مردم فقط به بیعدالتی اقتصادی اعتراض دارند که
دستکم سه دهه است در ایالات متحده وجود دارد؟لندمن:
قانون جدید فقط یک محرک برای اعتراضات بود. زیرا بیعدالتی رو به افزایش،
فقر، بیکاری و گرسنگی، دیر یا زود موجب خیزش مردم میشد. همانطور که ممکن
است در هر جای دیگر آمریکا نیز مردم برخیزند و اعتراضات را شروع کنند.شبکه
ایران: آمریکا به شدت درگیر افغانستان و عراق است. از سوی دیگر دخالت
نظامی آمریکا در یمن و لیبی هم دور از ذهن نیست. آیا همین جنگطلبیهای
مقامات ایالات متحده عاملی برای مشکلات اقتصادی مردم این کشور نبوده است؟لندمن:
از سالها پیش قدرت سیاسی و اقتصادی آمریکا رو به فرسایش گذاشته است که
این روند بعد از حوادث 11 سپتامبر سرعت بیشتری نیز یافت. بطوریکه هرچه
جنگطلبیهای آمریکا بیشتر میشود، این کشور قدرت خود را نیز بیشتر از دست
میدهد. متاسفانه سیاستهای کنونی آمریکا، به شدت مخرب است. و تنها رویکرد نظامی را در آن میتوان دید.دیر یا زود اعتراضات گسترده سراسر آمریکا را در بر خواهد گرفت.شبکه
ایران: دولت دموکرات کنونی آمریکا اینطور وانمود میکند که جمهوریخواهان
عامل مشکلات اقتصادی هستند و اعتراضات مردم هم متوجه جمهوریخواهانی است که
در برخی ایالتهای درگیر قدرت را در دست دارند. آیا واقعا مردم آمریکا فقط
با جمهوریخواهان مشکل دارند؟لندمن:
تفاوت خیلی کمی بین دو حزب جمهوریخواه و دموکرات است و در مسایل اساسی
این دو حزب هیچ اختلافی با هم ندارند. آنها فقط در لفاظی و سخن گفتن با
یکدیگر فرق دارند.شبکه ایران: پس مردم در انتخابات بر چه اساسی بین دموکرات و جمهوریخواهان فرق میگذارند؟لیندمن:
ببینید، آمریکا یک کشور تک حزبی با دو بال است. دموکراسی در آمریکا یک
خیال و توهم است. هیچ دموکراسی واقعی در این کشور وجود ندارد.شبکه ایران: فکر میکنید موج اعتراضات مردم آمریکا به کجا ختم میشود و چه نتیجهای را در پی خواهد داشت؟لندمن:
دیر یا زود، اعتراضات گسترده سراسر آمریکا را در بر خواهد گرفت. این را هم
فراموش نکنید که اقتصاد آمریکا به شدت در حال افول است و بزودی شرایط طوری
خواهد شد که گرسنگی به مشکل اصلی جامعه تبدیل میشود و مردم حتی قادر به
سیر کردن کودکان خود هم نخواهند بود.شبکه ایران: پس تکلیف برنامههای دولت برای بازیابی اقتصاد آمریکا چه میشود؟ آیا این طرحها را محکوم به شکست میدانید؟لندمن:
شرایط بسیار وخیم است. بازیابی اقتصاد آمریکا فقط یک حیله و نیرنگ است. ما
در آستانه رکود و فروپاشی ساختار اقتصادی آمریکا هستیم. هماکنون نیز
میلیونها آمریکایی به شدت آسیب دیدهاند. و هیچ کمکی نیز به آنها نخواهد
شد.
دیر یا زود اعتراضات گسترده سراسر آمریکا را در بر خواهد گرفت.
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 21:49  توسط مسعودموسوی
|
کارگردان بین المللی و منتقد آمریکا در
مصاحبه با "راشل مدو"، مجری شبکه تلویزیونی اماسانبیسی تصریح کرد که
آمریکا وارد "جنگ طبقاتی" شده است.

به گزارش شبکه ایران، مایکل مور،
کارگردان بین المللی و منتقد آمریکا در مصاحبه با "راشل مدو"، مجری شبکه
تلویزیونی اماسانبیسی تصریح کرد که آمریکا وارد "جنگ طبقاتی" شده است.
وی که در این مصاحبه تلویزیونی از اقدامات
مسئولین ایالتی در ویسکانسین و میشیگان به شدت خشمگین به نظر میرسید،
تصریح کرد: حاکمان ایالتی فکر میکردند که میتوانند هر بلایی که خواستند
بر سر مردم آمریکا بیاورند، مال و اموال آنها را بدزدند، زندانی که نشوند
هیچ، بلکه کسی اعتراض هم نکند.
وی افزود: خبر خوبی که هست این است که
تعداد ما از آنها بیشتر است! مور با این جمله این منظور را منتقل کرد که
اکثریت قاطع مردم آمریکا در جبههای قرار میگیرند که کارگران ویسکانسین
قرار گرفتهاند.
مایکل مور تاکید کرد: این یک جنگ طبقاتی
است که علیه طبقه کارگر به راه انداختهاند و طبقه کارگر به زبان خوش به
آنها میگوید که دیگر کافی است.
به گفته وی، آنها در سال 2008 اقتصاد کشور
را نابود کردند و محدودیتهای زیادی را به طبقه متوسط تحمیل کردند و خیال
میکردند که در سال 2011 نیز میتوانند این کار را بکنند و از خشم مردم در
امان باشند.
مور همچنین از زیر سئوال رفتن حقوق دموکراتیک مردم آمریکا ابراز نگرانی کرد.
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:47  توسط مسعودموسوی
|
مایکل مور، کارگردان مشهور
آمریکایی در سخنانی تصریح کرد که پس از سال 2008، 400 سرمایهدار آمریکایی
توانستهاند بیش از 155 میلیون شهروند آمریکایی ثروت جمعآوری کنند.به
گزارش سرویس بین الملل شبکه ایران به نقل از آلترنت، مایکل مور، کارگردان
مشهور آمریکایی در سخنانی تصریح کرد که پس از سال 2008، 400 سرمایهدار
آمریکایی توانستهاند بیش از 155 میلیون شهروند آمریکایی ثروت جمعآوری
کنند.
وی که برای کارگران ویسکانسین سخن
میگفت، افزود: یک دروغ بزرگ این است که به شما میگویند اقتصاد آمریکا یا
ویسکانسین ورشکست شده است، این ادعا درست نیست، واقعیت آن است که اقتصاد
ویسکانسین و آمریکا در چنگ سرمایهداران است.
وی با اشاره به تسلط سرمایهداران بر
رسانههای عمده آمریکایی ادامه داد: این رسانهها به مردم القا میکنند که
به چه کسی رای بدهند و آمریکا را آنگونه ببینند که آنها میخواهند. آنها
به مردم آمریکا وعده سر خرمن میدهند که آری، ممکن است شما هم روزی پولدار
شوید.
مور ضمن تشکر از مردم ویسکانسین به دلیل
حرکات اعتراضآمیزشان طی سه هفته گذشته تصریح کرد که مدیسون (مرکز ایالت
ویسکانسین) نخستین شهری است که به سیاستهای سرمایهداری اعتراض میکند اما
این تازه آغاز راه است و قطعا مدیسون آخرین شهر نخواهد بود.
این کارگردان آمریکایی تاکید کرد که
سیاستمداران آمریکایی در شرایط کنونی پای را کاملا از دایره اخلاق بیرون
نهادهاند و اکنون این مردم آمریکا هستند که میخواهند سکان کشتی را خود به
دست بگیرند.
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 18:46  توسط مسعودموسوی
|